دیکشنری فارسی

free-range

معنی کامل و مثال‌ها

/frē´rānj´/adj.

● (مرغداری - وابسته به این روش: مرغ‌ها آزادانه در فضای بزرگی می‌چرند و در محیط کوچک و سقف‌دار پرورده نمی‌شوند) آزادچر، خانگی

تعریف انگلیسی

adjective
  1. of livestock and domestic poultry; permitted to graze or forage rather than being confined to a feedlot

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن