free-standing
معنی کامل و مثالها
/frē´stand´iŋ/adj.
● (آنچه که برپای خود ایستاده و پشتبند و نگهدار دیگری ندارد) خودایستا، غیرمتصل، مجزا، مستقل، آزاد
a free-standing bathroom tub
وان حمام که میتوان آن را جا به جا کرد، وان سیار
a free-standing statue
مجسمهای که کار گذاشته نشده است (و میتوان آن را جا به جا کرد).