دیکشنری فارسی

freeborn

UKfriːbɔːn US'fri:bən

معنی فارسی

ازاد زاده ، فرزند ازاد مرد .

مناسب براي آزاد زادگان

معنی کامل و مثال‌ها

/frē´bôrn´/adj.

(کسی که فرزند بردگان نیست) آزاد زاده

مناسب برای آزاد زادگان

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن