دیکشنری فارسی

freedwoman

معنی فارسی

کنيزازادکرده

تعریف انگلیسی

noun
  1. a person who has been freed from slavery

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن