دیکشنری فارسی

freehand

UKfriːhænd US'fri:'hænd

معنی فارسی

آزادي عمل

معنی کامل و مثال‌ها

/frē´hand´/adj.

دست ساخت، (نقاشی و رسم) کشیده شده با دست (نه به کمک ابزار)

a freehand drawing

رسم کشیده شده با دست

اختیار تام، صاحب اختیاری

واژه‌های دیگر با معنی «آزادي عمل»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن