freehand
UKfriːhænd
US'fri:'hænd
معنی فارسی
آزادي عمل
معنی کامل و مثالها
/frē´hand´/adj.
● دست ساخت، (نقاشی و رسم) کشیده شده با دست (نه به کمک ابزار)
a freehand drawing
رسم کشیده شده با دست
● اختیار تام، صاحب اختیاری