دیکشنری فارسی

freehand

UKfriːhænd US'fri:'hænd

معنی فارسی

آزادي عمل

معنی کامل و مثال‌ها

/frē´hand´/adj.

● دست ساخت، (نقاشی و رسم) کشیده شده با دست (نه به کمک ابزار)

a freehand drawing

رسم کشیده شده با دست

● اختیار تام، صاحب اختیاری

تعریف انگلیسی

adjective
  1. done by hand without mechanical aids or devices “a freehand drawing”

واژه‌های دیگر با معنی «آزادي عمل»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن