دیکشنری فارسی

freelance or free-lance

معنی کامل و مثال‌ها

/frē´lans´/n., adj., vi.

● (گزارش‌گر یا عکاس یا هنرمند و غیره - ناوابسته به روزنامه یا موسسه‌ی به خصوصی) آزاد، ناوابسته (freelancer هم می‌گویند)

a freelance reporter

خبرنگار مستقل

● آزاد کار کردن، به طور ناوابسته کار کردن

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن