دیکشنری فارسی

freeman

UKfriːmən US'fri:mən

معنی فارسی

شهرنشين ازاد ، کسيکه داراي حقوق مدني است

معنی کامل و مثال‌ها

/frē´mǝn/n., pl.

● (آدم) آزاد (در برابر: برده slave)، آزاده، آزادمرد

● شهروند

● شهروند افتخاری

تعریف انگلیسی

noun
  1. a person who is not a serf or a slave

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن