freeman
UKfriːmən
US'fri:mən
معنی فارسی
شهرنشين ازاد ، کسيکه داراي حقوق مدني است
معنی کامل و مثالها
/frē´mǝn/n., pl.
● (آدم) آزاد (در برابر: برده slave)، آزاده، آزادمرد
● شهروند
● شهروند افتخاری
تعریف انگلیسی
noun
- a person who is not a serf or a slave