دیکشنری فارسی

freemason

UKfriːmeisn US'fri:'meısən

معنی فارسی

عضوفراموش خانه فراماسون

معنی کامل و مثال‌ها

/frē´mā´sen/n.

● فراماسون

● عضو این انجمن (Free and Accepted Mason هم می‌گویند)

تعریف انگلیسی

noun
  1. a member of a widespread secret fraternal order pledged to mutual assistance and brotherly love

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن