freemasonry
UKfriːmeisənriː
US'fri:'meısənrı
معنی فارسی
اصول فراماسون هايافراموش خانه ، هم فکري ،
همدردي
معنی کامل و مثالها
/-rē/n.
● اصول عقاید و مراسم فراماسونها
● انجمن فراماسونها، فراماسونگری
● (F کوچک) همبستگی (در میان اشخاص همعقیده و هم تجربه)، یگانگی
تعریف انگلیسی
noun
- a natural or instinctive fellowship between people of similar interests “he enjoyed the freemasonry of the Press”
noun
- Freemasons collectively