freestyle
US'fri:s'taıl
معنی فارسی
مسابقه هاي اسکي آزاد (بالي ، هات داگ ،
پرش با عمليات آکروباتيک)
موج سواري با مانور آزاد ، شناي آزاد
مسابقه تيراندازي با روش آزاد ، مسابقه
تيراندازي بکمک وسيله هدفگيري
کشتي آزاد
معنی کامل و مثالها
/frē´stīl´/adj., n.
● (ورزش به ویژه کشتی و شنا) آزاد
freestyle swimming
شنای آزاد
freestyle wrestling
کشتی آزاد