freeze-dry
معنی کامل و مثالها
/frēz´drī´/vt.
● (خوراک و دارو وغیره- به سرعت منجمد کردن و در حرارت و خلا خشک کردن - این کار موجب می شود که دارو یا خوراک مدت درازتری در حرارت معمولی دوام بیاورد) یخ زدن و خشک کردن
تعریف انگلیسی
verb
- preserve by rapid freezing and subsequently drying in a vacuum “freeze-dry the strawberries” “Somebody ----s something” “The chefs freeze-dry the vegetables”