دیکشنری فارسی

freezer

UKfriːzər US'fri:zə

معنی فارسی

جاي سردنگاه داشتن خوراکي ونوشابه ، يخچال ،

يخدان

معنی کامل و مثال‌ها

/frē´zǝr/n.

● (در یخچال) جایخی، یخ ساز

● فریزر، یخ‌زن

● دستگاه بستنی سازی

تعریف انگلیسی

noun
  1. electric refrigerator (trade name Deepfreeze) in which food is frozen and stored for long periods of time

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن