دیکشنری فارسی

freezer

UKfriːzər US'fri:zə

معنی فارسی

جاي سردنگاه داشتن خوراکي ونوشابه ، يخچال ،

يخدان

معنی کامل و مثال‌ها

/frē´zǝr/n.

(در یخچال) جایخی، یخ ساز

فریزر، یخ‌زن

دستگاه بستنی سازی

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن