دیکشنری فارسی

freightage

UKfreitidʒ

معنی فارسی

کرايه (کشتي) بارکشتي باربري بارکشي حمل

معنی کامل و مثال‌ها

/-ij/n.

● هزینه‌ی ترابری، هزینه‌ی حمل کالا

● محموله، کالا، بار

● حمل کالا، ترابری کالا، باربری

تعریف انگلیسی

noun
  1. transporting goods commercially at rates cheaper than express rates
  2. the charge for transporting something by common carrier “we pay the freight” “the freight rate is usually cheaper”

مترادف‌ها

noun
Freight, freight money.

واژه‌های دیگر با معنی «کرايه (کشتي)»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن