دیکشنری فارسی

frenzy

UKfrenziː US'frenzı

معنی فارسی

ديوانگي (آني) شوريدگي شيدايي آشفتگي ديوانه کردن آشفتن

معنی کامل و مثال‌ها

/fren´zē/n., pl.

حالت جنون آمیز، (آنی و زود گذر) دیوانگی، شیدایی حاد، تیز شیدایی، شوریدگی

to work up into a state of frenzy

به حالت دیوانه‌ها در آمدن

in a frenzy of joy

با شادی جنون آمیز

they were whipping up the people's nationalist frenzy

آنان شور میهن دوستی مردم را دامن می‌زدند.

دیوانه سان کردن، جنون آمیز کردن، شیدا کردن، شوریده کردن

the guards' frenzied attack

حمله‌ی جنون آمیز افراد گارد

مترادف‌ها

noun
[Sometimes written Phrensy.] Madness, rage, fury, distraction, raving, insanity, lunacy, derangement, mania, delirium, aberration of mind.

واژه‌های دیگر با معنی «ديوانگي (آني)»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن