frequency alloment معنی فارسی تقسيم فرکانس واژههای دیگر با معنی «تقسيم فرکانس» frequency division تقسيم فرکانس frequency domulipliction تقسيم فرکانس frequency dividing network اتصال مقسم فرکانس، شبکه تقسيم فرکانس fdm Frequency Division Multiplexing، استفاده از يک مسير الکتريکي براي حمل، دو يا چند سيگنال با فرکانس هاي مختلف frequency division multilexing مخابره چندتايي فرکانس، استفاده از يک مسيرالکتريکي براي حمل، دو يا چند سيگنال با فرکانس هاي مختلف