frequency distribution
UKfriːkwənsiːdistribjuːʃən
معنی فارسی
توزيع فراواني
معنی کامل و مثالها
● (جدولی که در آن رویدادها یا چیزهای مختلف دسته بندی شده بسامد هریک تعیین می شود) جدول بسامد نما، گسترهی بسامد
تعریف انگلیسی
noun
- a distribution of observed frequencies of occurrence of the values of a variable