frequentation
معنی فارسی
آمد و شد زياد ، ديدني زياد يا مکرر ، رفت و آمد
معنی کامل و مثالها
/frē´kwǝn tā´shǝn/n.
● (غالبا) رفتن (به جایی)، (اغلب یا مکررا) بودن (در جایی)، بسایند گری، بس رخداد
آمد و شد زياد ، ديدني زياد يا مکرر ، رفت و آمد
/frē´kwǝn tā´shǝn/n.
● (غالبا) رفتن (به جایی)، (اغلب یا مکررا) بودن (در جایی)، بسایند گری، بس رخداد
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن