دیکشنری فارسی

fresh (2)

معنی کامل و مثال‌ها

/fresh/adj.

● (خودمانی) گستاخ، پر رو، بی حیا

don't get fresh with me!

برای من پر رویی نکن‌!

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن