fret (3)
معنی کامل و مثالها
/fret/n., vt.
● (برخی سازهای زهی مانند گیتار)
● پرده، شیار زیر سیم
● شیار دار کردن
● انگشت را روی سیم (و شیار) فشردن
/fret/n., vt.
● (برخی سازهای زهی مانند گیتار)
● پرده، شیار زیر سیم
● شیار دار کردن
● انگشت را روی سیم (و شیار) فشردن
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن