دیکشنری فارسی

frictional

UKfrikʃənl

معنی فارسی

مالشي اصطکاکي

معنی کامل و مثال‌ها

/frik´shǝ nǝl/adj.

● سایشی، اصطکاکی، مالشی، همسایشی

تعریف انگلیسی

adjective
  1. pertaining to or worked or produced by friction “frictional electricity” “frictional heat” “frictional gearing” “Pertains to noun: friction”

واژه‌های دیگر با معنی «مالشي»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن