دیکشنری فارسی

friedcake

معنی کامل و مثال‌ها

/frīd´kāk´/n.

● کیک کوچک (که در روغن داغ سرخ شده است)

تعریف انگلیسی

noun
  1. small cake in the form of a ring or twist or ball or strip fried in deep fat

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن