friendlily معنی فارسی دوستانه واژههای دیگر با معنی «دوستانه» friendlier دوستانه، داراي احساسات دوستانه، تعاوني friendliest دوستانه، داراي احساسات دوستانه، تعاوني friendly دوستانه، داراي احساسات دوستانه، تعاوني amicable دوستانه، صلح طلبانه، موافق accommodation bill برات دوستانه، براتي که جهت کمک يا، ضمانت فردي تهيه ميگردد accommodation acceptance برات دوستانه expostulation سرزنش دوستانه، عتاب نصيحت اميز، تعرض amicable settlement تسويه دوستانه unfriendly act عمل غير دوستانه، هر نوع عملي که از يک دولت سربزند و، دولت ديگر در آن ضرري نسبت به منافع خود amities مناسبات دوستانه، دوستي