دیکشنری فارسی

frieze (1)

معنی کامل و مثال‌ها

/frēz/n.

● (معماری) فریز (نواره‌ی مزین به نقوش برجسته که بالای ستون‌هادر سر تا سر حاشیه سقف قرار دارد)، کتیبه

● گچکاری برجسته در بالای دیوار و سر تا سر زیر سقف، حاشیه‌ی تزیینی

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن