دیکشنری فارسی

frig (1)

معنی کامل و مثال‌ها

/frig/vi., vt.

● (خودمانی‌- ناپسند)

● گاییدن، جماع کردن

● گول زدن

● (معمولا با: around) اتلاف وقت کردن

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن