frig (1)
معنی کامل و مثالها
/frig/vi., vt.
● (خودمانی- ناپسند)
● گاییدن، جماع کردن
● گول زدن
● (معمولا با: around) اتلاف وقت کردن
/frig/vi., vt.
● (خودمانی- ناپسند)
● گاییدن، جماع کردن
● گول زدن
● (معمولا با: around) اتلاف وقت کردن
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن