دیکشنری فارسی

frigid zone

معنی فارسی

منطقه منجمده .

معنی کامل و مثال‌ها

● (جغرافی) بخش یخ زده، ناحیه‌ی منجمد (هر یک از دو بخش زمین که بین دایره‌ی قطبی و قطب شمال و بین دایره‌ی قطبی و قطب جنوب قرار دارد)

* North Frigid Zone

سرزمین شمالگان، ناحیه‌ی منجمد شمالی

* South Frigid Zone

سرزمین جنوبگان، ناحیه‌ی منجمد جنوبی

تعریف انگلیسی

noun
  1. the part of the Earth's surface forming a cap over a pole; characterized by frigid climate

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن