frigid zone
معنی فارسی
منطقه منجمده .
معنی کامل و مثالها
● (جغرافی) بخش یخ زده، ناحیهی منجمد (هر یک از دو بخش زمین که بین دایرهی قطبی و قطب شمال و بین دایرهی قطبی و قطب جنوب قرار دارد)
* North Frigid Zone
سرزمین شمالگان، ناحیهی منجمد شمالی
* South Frigid Zone
سرزمین جنوبگان، ناحیهی منجمد جنوبی
تعریف انگلیسی
noun
- the part of the Earth's surface forming a cap over a pole; characterized by frigid climate