دیکشنری فارسی

frigorific

معنی فارسی

سرماخيز

معنی کامل و مثال‌ها

/frig´ǝ rif´ik/adj.

● سرما زا، سجنده، یخ زا، سرد گر

تعریف انگلیسی

adjective
  1. causing cold; cooling or chilling

مترادف‌ها

adjective
Cold, chilling, causing cold or lowering of temperature.

واژه‌های دیگر با معنی «سرماخيز»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن