دیکشنری فارسی

frijol

معنی فارسی

لوبيا، حبوبات.

لوبياي پخته و سرخ کرده

معنی کامل و مثال‌ها

/frē´hōl´, frē hol´/n., pl.

● (خوراک پزی مکزیکی)

● لوبیا (به ویژه لوبیای سرخ)

● (جمع) لوبیای پخته و سرخ کرده (frijole هم می نویسند)

تعریف انگلیسی

noun
  1. the common bean plant grown for the beans rather than the pods (especially a variety with large red kidney-shaped beans)

واژه‌های دیگر با معنی «لوبيا»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن