دیکشنری فارسی

fringe benefit

معنی فارسی

مزاياي شغلي.

معنی کامل و مثال‌ها

● (پرداخت‌های اضافه بر مزد مثلا به حساب بازنشستگی یا بیمه یا مرخصی با حقوق) مزیت (مزایای) جنبی

salary and fringe benefits

حقوق و مزایا

تعریف انگلیسی

noun
  1. an incidental benefit awarded for certain types of employment (especially if it is regarded as a right) “a limousine is one of the fringe benefits of the job”

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن