دیکشنری فارسی

frisé

معنی کامل و مثال‌ها

/frē zā´, fri-/n.

● (پارچه‌ی رومبلی پرز دار و ریشه دار) فریزه

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن