friskiness UKfriskinəs معنی فارسی نشاط بشاشت فرحناکي شوخي واژههای دیگر با معنی «نشاط» exhilaration نشاط، فرح، انبساط f.of spirits نشاط، بشاشت، خوش خويي sprightliness نشاط، سرزندگي exhilarant نشاط اور، فرح بخش، روح بخش exhilarate نشاط دادن، شادمان کردن، بشاش کردن elanvital نشاط حياتي، نيروي حياتي. guidwille پر سرور و نشاط، نشاطانگيز. straight face چهره رسمي و بي نشاط، قيافه بي تفاوت. cancan يک نوع رقص نشاط اور. scherzo قطعه نشاط انگيز وهزلي.