دیکشنری فارسی

frisking

UKfriskiŋ

معنی فارسی

جست وخيز جست وخيزکردن (ازخوشي)

تعریف انگلیسی

noun
  1. the act of searching someone for concealed weapons or illegal drugs “he gave the suspect a quick frisk”

واژه‌های دیگر با معنی «جست وخيز»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن