frit
معنی فارسی
ماده اي شيشه اي که ازان چيني ميسازند ،
گداختن ، اهکي کردن
معنی کامل و مثالها
/frit/n., vt., vi.
● خمیر شیشه، خمیر چینی سازی
● گرد لعاب (مادهی شیشه مانند که خرد و گرد میشود و با آن سفال و غیره را لعاب میدهند)
● گداختن خاک شیشه (در شیشه سازی)