دیکشنری فارسی

frith

USfrıθ

معنی فارسی

خليج کوچک شعبه رود.

معنی کامل و مثال‌ها

/frith/n.

رجوع شود به: firth

مترادف‌ها

noun
1. Strait.
2. Estuary, inlet, firth, fiord, creek, arm of the sea.

واژه‌های دیگر با معنی «خليج کوچک»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن