دیکشنری فارسی

frittata

معنی فارسی

کوکوي گوشت دار

معنی کامل و مثال‌ها

/frē tä´tǝ/n.

● (خوراک پزی) کوکوی گوشت دار

تعریف انگلیسی

noun
  1. Italian omelet with diced vegetables and meats; cooked until bottom is set then inverted into another pan to cook the top

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن