دیکشنری فارسی

frizz (2)

معنی کامل و مثال‌ها

/friz/vt., vi.

● (هنگام سرخ کردن خوراک) جلز ولز کردن

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن