frizzle (1)
معنی کامل و مثالها
/friz´ǝl/vi., vt.
● (هنگام سرخ کردن خوراک) جلز و ولز کردن، جز جز کردن
● (از راه برشته کردن یا سرخ کردن) ترد و خشک کردن
/friz´ǝl/vi., vt.
● (هنگام سرخ کردن خوراک) جلز و ولز کردن، جز جز کردن
● (از راه برشته کردن یا سرخ کردن) ترد و خشک کردن
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن