frizzled
UKfrizld
معنی فارسی
(باصداي جلزوولز) سرخ کردن ، فرزدن ،
موي فرزده ، فرخوردن
(باصداي جلزوولز) سرخ کردن ، فرزدن ،
موي فرزده ، فرخوردن
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن