دیکشنری فارسی

frock

UKfrɔkkout USfrɔk

معنی فارسی

رداي استين بلندراهبان مقام رهبانيت جامه روحانيت پوشانيدن

معنی کامل و مثال‌ها

/fräk/n., vt.

● ردای راهبان، قبا

● کت بلند، فراک

● فراک پوشیدن یا پوشاندن

● (زن) جامه، پیراهن

تعریف انگلیسی

verb
  1. a habit worn by clerics
  2. a one-piece garment for a woman; has skirt and bodice
  3. put a frock on “Somebody ----s somebody”

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن