frock
UKfrɔkkout
USfrɔk
معنی فارسی
رداي استين بلندراهبان مقام رهبانيت جامه روحانيت پوشانيدن
معنی کامل و مثالها
/fräk/n., vt.
● ردای راهبان، قبا
● کت بلند، فراک
● فراک پوشیدن یا پوشاندن
● (زن) جامه، پیراهن
تعریف انگلیسی
verb
- a habit worn by clerics
- a one-piece garment for a woman; has skirt and bodice
- put a frock on “Somebody ----s somebody”