دیکشنری فارسی

frond

UKfrɔnd USfrɔnd

معنی فارسی

برگ ساقه اي ساقه برگي ، گم ساقه

معنی کامل و مثال‌ها

/fränd/n.

● برگ (به ویژه برگ سرخس)، (برگ باریک) پر برگ، (برگ نخل) برگ شمشیری، تیغ برگ

● (شاخه یا عضو برگ مانند گلسنگ‌ها و جلبک‌ها و غیره) برگشاخه

تعریف انگلیسی

noun
  1. compound leaf of a fern or palm or cycad

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن