frondescence
معنی فارسی
برگ دادن ، برگ رويان (هنگام برگ روييدن)
معنی کامل و مثالها
/frän des´ǝns/n.
● برگ آوری، برگ داری، پر برگی، برگشاخه داری
● شاخ و برگ، شاخسار
برگ دادن ، برگ رويان (هنگام برگ روييدن)
/frän des´ǝns/n.
● برگ آوری، برگ داری، پر برگی، برگشاخه داری
● شاخ و برگ، شاخسار
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن