دیکشنری فارسی

frondescence

معنی فارسی

برگ دادن ، برگ رويان (هنگام برگ روييدن)

معنی کامل و مثال‌ها

/frän des´ǝns/n.

برگ آوری، برگ داری، پر برگی، برگشاخه داری

شاخ و برگ، شاخسار

واژه‌های دیگر با معنی «برگ دادن»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن