دیکشنری فارسی

front burner

معنی کامل و مثال‌ها

● ارجحیت، سزاوارتری

* on the front burner

ارجح، دارای ارجحیت

تعریف انگلیسی

noun
  1. top priority “the work was moved to the front burner in order to meet deadlines”

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن