front face معنی فارسی سطح برجسته پيشاني واژههای دیگر با معنی «سطح برجسته» keel area ناحيه برجسته جانبي تيرک زير هواپيماهاي، دريايي که اغلب زير سطح آب قرار ميگيرد bolection باريکه ي چوب يا گچبري که از سطح، ديوار يا تاق برجسته تر باشد .