دیکشنری فارسی

front-end

معنی کامل و مثال‌ها

/frunt´end´/adj.

● (وابسته به قرارداد یا معامله‌ای که مستلزم پرداخت مبلغی به عنوان پیش پرداخت باشد) پیشاپیش، پیشکی، از پیش، از قبل، علی الحساب

a front-end payment of ten thousand dollars

پیش پرداخت به مبلغ ده هزار دلار

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن