دیکشنری فارسی

front-wheel drive

معنی فارسی

محرک چرخهاي جلو

معنی کامل و مثال‌ها

● (اتومبیلی که به جای چرخ‌های عقب چرخ‌های جلو آن به موتور وصل است) اتومبیل دیفرانسیل جلو

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن