frontal (2)
معنی کامل و مثالها
/frunt´'l/n.
● (نوارهی زینتی که دور سر و پیشانی میبندند) پیشانی بند
● (پارچهی زینتی که روی محراب کلیسا می اندازند) رو محرابی، روانداز محراب
● (معماری) نما، روکار
● (معماری) سنتوری کوچک (در بالای در و پنجره)
/frunt´'l/n.
● (نوارهی زینتی که دور سر و پیشانی میبندند) پیشانی بند
● (پارچهی زینتی که روی محراب کلیسا می اندازند) رو محرابی، روانداز محراب
● (معماری) نما، روکار
● (معماری) سنتوری کوچک (در بالای در و پنجره)
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن