دیکشنری فارسی

frontbencher

معنی فارسی

رهبر گروه پارلماني حزب ، پيش نشين

معنی کامل و مثال‌ها

/frunt´ben´chǝr/n.

● (در پارلمان انگلیس) رهبر گروه پارلمانی حزب (که در نیمکت جلو و در کنار رییس مجلس می‌نشیند)، پیش نشین

تعریف انگلیسی

noun
  1. a member of the House of Commons who is a minister in the government or who holds an official position in an opposition party

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن