frontcourt man معنی فارسی مهاجم واژههای دیگر با معنی «مهاجم» invader مهاجم، تاخت و تاز کننده، دست اندازنده breaking pass پاس به مهاجم illegal procedure خطاي تيم مهاجم close attack سه مهاجم (لاکراس) cough up لو رفتن توپ مهاجم dedger مهاجم گريزنده (لاکراس) horses بازيگران قوي تيم مهاجم cross buck حمله دو مهاجم بصورت متقاطع direct free kick مکث مهاجم براي فريفتن حريف double up مراقبت از مهاجم با دو مدافع