frontolysis
معنی فارسی
زدودن يا معدوم ساختن جبهه هوايي.
معنی کامل و مثالها
/frun täl´ǝ sis/n.
● (هواشناسی- فر آیندی که موجب به هم خوردن یک جبههی هوا می شود) جبهه پاشی
زدودن يا معدوم ساختن جبهه هوايي.
/frun täl´ǝ sis/n.
● (هواشناسی- فر آیندی که موجب به هم خوردن یک جبههی هوا می شود) جبهه پاشی
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن