دیکشنری فارسی

frosh

معنی کامل و مثال‌ها

/fräsh/n., pl.

● (امریکا- عامیانه) دانشجوی سال اول، دانش آموز سال اول، سال اولی

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن