دیکشنری فارسی

frosting

UKfrɔstiŋ US'frɔstıŋ

معنی فارسی

خاک قندوسفيده تخم مرغ که باهم اميخته روي

شيريني ميريزند

معنی کامل و مثال‌ها

/frôs´tiŋ/n.

● (شیرینی پزی‌- آمیزه‌ی خمیر مانند از شکر و کره و غیره که روی کیک و نان شیرینی می‌مالند) لایه‌ی خامه، رویی کیک، خامه

● (روی شیشه‌ی پنجره و غیره) کدرشدگی، کدری، ماتی، برفک

the frosting on the windowpane obstructed my view

ماتی شیشه‌ی پنجره، دید مرا مختل می‌کرد.

● آمیزه‌ای از گرد شیشه و جلا یا روغن و غیره که در تزیین به کار می‌رود

تعریف انگلیسی

noun
  1. a flavored sugar topping used to coat and decorate cakes

مترادف‌ها

noun
Icing, concreted sugar (for coating cake).

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن