frosting
UKfrɔstiŋ
US'frɔstıŋ
معنی فارسی
خاک قندوسفيده تخم مرغ که باهم اميخته روي
شيريني ميريزند
معنی کامل و مثالها
/frôs´tiŋ/n.
● (شیرینی پزی- آمیزهی خمیر مانند از شکر و کره و غیره که روی کیک و نان شیرینی میمالند) لایهی خامه، رویی کیک، خامه
● (روی شیشهی پنجره و غیره) کدرشدگی، کدری، ماتی، برفک
the frosting on the windowpane obstructed my view
ماتی شیشهی پنجره، دید مرا مختل میکرد.
● آمیزهای از گرد شیشه و جلا یا روغن و غیره که در تزیین به کار میرود
تعریف انگلیسی
noun
- a flavored sugar topping used to coat and decorate cakes
مترادفها
noun
Icing, concreted sugar (for coating cake).